از آجیل سفره عید چند پسته لال مانده است!
آنها که لب گشودند خورده شدند ولی آنها که لال مانده اند می شکنند!!!
دندانساز راست می گفت که:پسته لال سکوتش دندانشکن است!
پایگاه اطلاع رسانی هیئت رهروان شهدا
خدا - اسلام - قرآن - اهل بیت - شهدا - امام و رهبری و امور ارزشی و فرهنگی
گمنامی

آدم ها دو گونه اند !
آنان که با عقلشان می زیستند ،
و دیگران که زیستنشان با دل است .
چه بسیارند آنان و چه قلیل اند اینان ،
چه سهل است آنگونه زیستن ،
و چه دشوار است اینگونه بودن ،
بهشــــــــت ارزانی عقل اندیشان باد . . .
--------------------------------------

شهدای گمنام همه جا هستند اما باز هم گم نام اند ...
الهی ان من تعرف بکف غیر مجهول !
کسی که به واسطه تو شناخته شود گمنام نمی شود ...
مجهولون فی الارض معروفون فی السماء !
در خدا گم شو ، کمال این است و بس ...
منبع:باافلاکیان
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و بر می گشت

پرسیدند: چه می کنی؟
پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی است و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم
و آن را روی آتش می ریزم.
گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می توانی بیاوری بسیار زیاد است
و این آب فایده ای ندارد.
گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم اما آن هنگام که خداوند از من پرسید
وقتی که خلیلم ابراهیم(ع) را بی گناه در آتش انداختند تو چه کردی؟
پاسخ دهم:
هر آن چه را که از توانم بر می آمد... .
یکی از ویژگیهای خیلی از ما این است که همه اش نق میزنیم به این و آن وهیچگاه از خود
نمی پرسیم آیا من وظیفه ام انجام دادم ؟
ابراهیم زمان چون یوسف در چاه غیبت گرفتار است
و دوستانش با گناهان و بی توجّهی ها جانش را بر منجنیق آتش میگذارند،
او را بر صلیب میکشند و دوستدارانش سرگشته طور سینایند.
اما بزودی یوسف از چاه غیبت بیرون خواهد آمد.....
و از ما خواهند پرسید : تو چه کردی ؟
و خوشا به حال گنجشکان سر افراز ...
به من ، غمهای دنیا را سفر داد سفر ، باران به چشمم بیشتر داد
سفر می خواست من تنها بمانم سفر ، گنجشکها را بال و پر داد
تقدیم به محضر نورانیش ...
التماس دعا
به نام اولين معلم
او كه در اولين كلام فرمود: بخوان

چه ميتوان نوشت كه كلمات هميشه كم مي آورد در مقامي كه مولاي متقيان فرمودند:
« من علمنى حرفا فقد صيرنى عبدا»
پس مثل هميشه « روز معلم » را بهانه مي كنيم
و آنچه را در کلام نمي گنجد از دل مي نويسيم:
استاد گرامي
با همه بلندي مقامتان و همه كوتاهي مرتبه مان در برابر شما،
قدردان زحمات هميشگي تان هستيم.
و دعا مي كنيم آنچه را كه ما از جبرانش عاجزيم و در ظرف زمان و مكان نمي گنجد،
قادر مطلق در هر دو جهان برايتان جبران فرمايد.
یا موسی ! تا کنون عمل خالصی انجام داده ای ؟
گفت :
آری! نماز خوانده ام ٬روزه گرفته ام و ذکر گفته ام .
فرمود :
نمازت جواز عبور از پل صراط است ٬و روزه سپر از آتش ٬و ذکر موجب ترفیع درجات در بهشت ٬
پس همه برای خودت بوده اند !!
موسی گریست و عرض کرد :
خداوندا !کاری به من بیاموز که فقط برای تو باشد .
خطاب شد :
ستمدیده ای را یاری کرده ای ؟
برهنه ای را پوشانده ای ؟
تشنه ای را سیراب نموده ای ؟
گرسنه ای را سیر کرده ای ؟
اینها اعمال خالص است برای من.
مولایم ما را ببخش که یک عمر چه کودکانه نشستیم و انتظار کشیدیم تا صدای شلیک یک توپ ، نوید آمدن بهار را سردهد.
ای صد افسوس که تو بهار بودی ومن بی تو هر فروردینم دی بود و نمی دانستم.
صادق (ع) آل محمد(ص) فرموند: که نوروز و اول بهار روزی است که ما توقع فرج حضرت مهدی (عج) را داریم.
و نو روز هر باره این حس را در من زنده می کند
مردمی را می بینم که سراسر شوق و شورند ، خانه تکانی می کنند و لباس های نو برتن...
اما برای چه ؟ برای که ؟
اینان منتظرند تا بهار شود ؟
سالهاست می اندیشم که هنگام بهار مگر چه می شود که اینگونه به هم می ریزیم ، مهربان می شویم، به سراغ هم می رویم و از همه مهمتر منتظر می شویم...
انتظار ...
سالهاست به لحظات سال تحویل و یک دقیقه ای که قبل از حلول سال نو همه ساکتند و نفس ها را در سینه حبس می کنند می اندیشم!
و هر ساله هیچ اتفاقی نمی افتند!!!
کجایی ای ربيع الأنام و نضره الأيام
نمی دانم ، شاید از گذشته به ایرانیان اینگونه آموختند تا رزمایش ظهور برگزار کنند ...
وصد افسوس که ره گم کردیم و انتظار خورشید را کشیدیم و حال آنکه تو خود خورشید بودی و ما ندانستیم.
ای کاش دقایقی تمام نفس ها برای تو حبس می شد و همه با هم زمزمه می کردند دعای عهد و ندبه و فرج را ...
و ای کاش هفت سین مان را در جمکران می گستردیم
و در آن به جای سفره ، "سجاده ای" می انداختیم به گستردگی زمین...
و"ستاره ای" از آسمان به زیر می کشیدیم به یاد تو...
و "ساعتی" برای شمار ثانیه هایی که بی تو گذشت
و "سدر" را به یاد سدره المنتهی مصطفی (ص) بر سجاده می ریختیم!
و "سیصد و سیزده سرباز" و "سلاحی" به نشان پایدبندی بر سوگندی که با تو بسته ایم تا خونی که در رگهایمان است نذر تو باشد که چه نیکو در عهد آموختیم بسراییم " شاهِراً سَيْفي ، مُجَرِّداً قَناتي، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدّاعي فِي الْحاضِرِ وَ الْبادي " و با شميشر آخته ، و نيزه برهنه ، پاسخ گويان به نداى آن خواننده بزرگ در شهر و باديه ایم.
و سین ششم سجاده مان را از خدا می خواهیم تا "سرمه" کشد چشمانمان را به وصال دیدارش... و شنوا سازد شنوایی مان را به نوای انا المهدی...
اَللّـهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ وَ اكْحُلْ ناظِري بِنَظْرَة منِّي اِلَيْهِ
و سین هفتم را نیز من بر این سجاده می نشانم " سلام علی آل یاسین".
به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجه ابن الحسن العسکری (عج) که صد البته نزدیک است

سال نو...
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم.
سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما… کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟… زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و چون همیشه امیدوار وسال نومبارک…
Design By : Night Melody




